1) چندی پیش کارگردان حضرت یوسف , سلحشوری کرد و واقعیت پشت صحنه بخش عمده ایی از سینمای ایران رو افشا کرد. خیلیها موضع گرفتند و هیاهو کردند تا در پس این هیاهو نجابت ادعایی ثابت بشه اما افسوس از حرف زیاد زیاده گویان بی عمل .
2) گلشیفته فراهانی برهنه شد و همه باصطلاح هنرمندان نجیب خفه خون گرفته تا در عین خاموشی با صدایی رسا اعلام بکنند که اگر زمان و مکان جور باشه اهالی هنرهفتم دست کمی از تن فروشان و خودفروشان خیابانی نخواهند داشت .
3) اخیرا یکی از خانمهای سینماگر از نیاز مبرم برخی از هم مسلکان به حال طولانی در قبال کار طولانی خبر داده و از جو مسمومی که سلحشور هم اعلام کرده بود گلایه داشت .
و این قصه ادامه دارد ...
برچسبها: سلحشور, سینما, فحشا, گلشیفته فراهانی
الف ) همونطور که تو پست قبلی عرض کردم وظیفه مسئولین هستش که بدون توجه به عریضه های طویل و دراز بیگانگان , تنها امکان رقابت بین نیروهای داخل نظام رو فراهم بکنن و نه اپوزیسیون داخلی برانداز . و وقتی آنگونه شد مردم هم اینگونه می شوند که دیدیم .
ب) شاید این انتخابات پایانی باشه بر حماقتهای اپوزیسیون خارج نشین البته اگه کمی عقل تو کله شون باشه . پیش بینی حداقلی, خوابی بود که شکر خدا تعبیر نشد بلکه شد کابوس این شبهای اپوزیسیون . و این عروسکهای خیمه شب بازی باید منتظر کابوسهای تازه تری باشند حتی اگه خواسته باشند با خوشگذرونی های " الجنادریه" وار آلزایمر بگیرند .
ج) حضور پرشور و معنادار مردم علاوه بر اینکه این انتخابات رو تایید کرد بلکه مهر تاییدی زد بر انتخابات ریاست جمهوری 88 . عده ایی تصور میکردند که با عنایت به هوچی گری اصلاح طلبان برانداز در انتخابات گذشته ریاست جمهوری , مردم به این سیستم اعتماد نخواهند داشت و مشارکت مردمی به حداقل خواهد رسید . و بزرگان این قوم شکست خورده یعنی هاشمی و خاتمی بر شیپوری می دمیدند که خود گوش شنوایی بر آن نداشتند .
د) عدم توفیق اصلاح طلبان موجود بسیار جالب وقابل تامل هستش . هرچقدر که از شکست قدرت علیخانی ,اصلااح طلب قدرت مدار ,شاد و مسرور شدم به همان اندازه از شکست کواکبیان , اصلاح طلب خدوم , غمگین و ناراحت شدم . کواکبیان اصلاح طلبی بود که حتی در اوج فتنه ها و اوج تحریمها , پشت به نظام نکرد و نشون داد که اصلاح طلبان هم میتونن قانونمدار باشند . امیدورام از تجربه های ایشون در موقعیتهای دیگری استفاده بشه .
ه) میزان مشارکت مردمی به تفکیک منطقه جغرافیایی نشون داد که شهرها و روستاها در برابر کلانشهرها گوی سبقت رو همانند گذشته ربودند و مشارکت قابل توجهی از خود بروز دادند . جای بحث داره که چرا همچین کلاشهرهایی که مدعی اوج تمدن و روزآمدی هستند به یکی از عمده ترین نمادهای مدنیت اینگونه واکنش نشون میدن و بر مسئولان هستش که ایران را تنها در این کلانشهرها خلاصه نکرده و زمینه ارتقا سایر مناطق را هم فراهم بکنند .
انتخابات , از مهمترین امورات و از بارزترین جلوه های مردمسالاری شمرده می شود که توجه و اهتمام به برگزاری آن , نشان از روحیه ی مردمسالار مسئولین و مجریان آن نظام و تنوع احزاب و شخصیتهای نامزد با افکار و عقاید متنوع و متکثر حکایت از فضای باز سیاسی حاکم بر جامعه دارد . اما آن چیزی که مهر تاییدی بر صحت و سلامت هر انتخاباتی می زند مشارکت بالای مردمی می باشد . چرا که انتخاباتی نمادین و فرمایشی , بی میلی و بی رغبتی مسئولین و یا انحصاری شدن عرصه رقابت ,موجبات دلسردی و بی توجهی عمومی را فراهم کرده و از مشارکت اقشار جامعه می کاهد.
هرچند انتخابات از اهمیت فوق العاده ایی برخوردار می باشد اما توجه عمده به این امر مهم , دلیلی بر بی توجهی به سایر امورات نخواهد بود بلکه ضروری و منطقی می باشد که کلیه امورات جامعه در چارچوب قواعد و قوانین حاکم و با توجه به اولویتها , رسیدگی , تا توفیق همه جانبه ایی حاصل گردد . حال اگر بپذیریم تمامی این چارچوبها ,در جهت حفظ منافع ملی و تقویت نظام حاکم وضع شده اند حتی تصور اینکه بواسطه یکی از اجزا خللی بر امر حفظ و تقویت نظام وارد شود محال به نظر می آید و البته این امری منطقی و جاری در تمامی نظامات سیاسی می باشد .
حال با این اوصاف , عقلانیست که انتخابات بعنوان یکی از جنبه های مدنیت نظام در تضاد با اصل نظام , طراحی و اجرا گردد؟
قطعا خیر , اما چنانچه نظامی با بی تدبیری مسئولان , دست به همچین حماقتی بزند و مجال چنگ اندازی معاندین و براندازان را فراهم نماید , انتخابات دیگر نماد آزادی سیاسی نخواهد بود بلکه به نمادی جهت خودکشی سیاسی بدل خواهد شد . فی الواقع این از هنر مسئولان یک نظام نخواهد بود که عده ایی معاند برانداز را در معرض انتخاب قرار دهد و یا حتی به بهانه انتخاب شدن همچین تریبون موثری در اختیارشان بگذارد بلکه این عین حماقت ناشی از سوتفاهم نسبت به معنا و مفهوم انتخابات است .
برخلاف آنچه تبلیغ می شود که در یک انتخابات آزاد هرکسی حق انتخاب شدن دارد , انتخابات آزاد در قالب یک نظام سیاسی زمانی معنا می یابد که امکان انتخاب اصلح در چارچوب نظامی که مجری انتخابات است قراهم شود . پس چگونه ممکنست به شخصی ,حزبی, گروهی که به اصل نظام اعتقاد ندارد مجال انتخاب شدن داد؟ دقیقا بهمین خاطر است که در همه ی سالهای گذشته در آمریکای باصطلاح باز و دموکرات و در سخت گیرانه ترین و محافظه کارانه ترین حالت تنها به دو حزب امکان انتخاب شدن داده شد و در سایه این سیاستها و به مدد رسانه های پرگوی آمریکایی امکان ابراز وجود هیچ گروه دیگری (حتی معتقد به نظام لیبرال سرمایه داری آمریکایی) وجود ندارد.
اما کشورهای مستقلی چون ایران از آنرو که مستقل هستند از حملات سیاسی و رسانه ایی غربی در امان نخواهند بود و بوسیله عمال داخلی این قدرتها , نسخه های پیچیده شده ایی تجویز می گردد که غربیها خود بر انجام آن عاجزند. اما شایسته است که بجای جو زدگی و دستپاچگی ناشی از تبلیغات رسانه ایی , بر اساس نسخه ایی که بومی شده و با شرایط سیاسی , فرهنگی , اجتماعی ما مطابقت دارد و در قانون تحت سرفصلهای مشخص ,گنجانده شده ,عمل گردد . و عمل به قانون در این زمینه یعنی فراهم کردن امکان رقابت بین احزاب , گروهها و دسته جات معتقد به چارچوبهای نظام با افکار و عقایدی متفاوت و نه نیروهای معاند برانداز زیرا در جمهوری اسلامی , مخالفین و معاندین تا وقتیکه اقدام مشخص براندازانه از خود بروز نداده باشند حق اظهار نظر و فعالیت سیاسی و اجتماعی خواهند داشت اما این آزادی حاکم برجامعه ,حقی جهت انتخاب شدن برای آنها ایجاد نمی کند .
برچسبها: انتخابات, آزادی, ایران, مجلس
"سایت توکلی عنوان کرده که نادران وتوکلی برای انتخابات آتی مجلس نامزد نمیشن."
پیش از این اشخاصی چون عماد افروغ , خوش چهره و ابوطالب با توجه به چنگ اندازیهای هر روزه بر چهره پاک و خدوم دولت پایگاه اجتماعی خودشون رو از دست رفته دیدند یا در انتخابات قبلی شرکت نکردند و یا اینکه مردم مجال چنگ اندازیهای مجدد رو ندادند . و حال خوشحالم که قاتلین شهید کردان (توکلی و نادران) به واقعیت پایگاه اجتماعی خودشون پی بردند .

خدایش بیامرزد.
چرا پدرم تنها ماند؟
خباثتهای انگلیسیها بر کسی پوشیده نیست .
مصداق عینی لغت دشمن .
پدر تمامی فتنه ها
و مصوبه مجلس در قطع رابطه با این روباه کثیف در این هوای سرد پاییزی بسیار دلگرم کننده بود .
شکر خدا حمایت همه جانیه دو قوه دیگه رو هم در پی داشت .
اما با این اوصاف
چه لزومی داشت تا دانشجویان وارد سفارت انگلیس بشن؟
چرا دانشجویان انقلابی ما قبل از تحرکات رسمی دست به همچین کاری نزدند؟
به نظر حقیر موضع نظام در برابر انگلیسیها بسیار عزتمندانه بود که شایسته بود دانشجویان به این مواضع احترام میذاشتن . اینکه برخیها قصد داشتن "13 آبان بازی" دربیارن و جایی رو تصرف بکنن و شورا تشکیل بدنن و تند تند بیانیه صادر بکنن اصلا مناسب شرایط امروز جامعه ما نبوده ونیست . اگه واقعا قرار بود کاری صورت بگیره قبل از اقدام قوای نظام چرا دانشجویان ورود نکردند؟

